دشمنی کشورهای آذربایجان و ارمنستان به مدتهای مدید پیش بر میگردد.
به زمانی که روسیه و عثمانی سپاه مسیحیت و اسلام شده بودند. این دشمنی حتی به قبل از آن هم مرنبط است.ارمنیان همیشه در معرض حمله مسلمانان بوده اند. ترکان سلجوقی و ترکان عثمانی از جمله بارز ترین دشمنان آنها بوده اند. و البته آنها هم در جنگ جهانی اول به کمک روسیه شتافتند و به روایتی خط اول حمله روسها به ایران بوده اند.
حالا نه روسیه ای به معنی قدیم وجود دارد و نه عثمانی….
نه داعیه ی فتح کشور ها وجود دارد و نه سپاه اسلام و مسیحیتی…
اما هنوز این نفرت متقابل در ارمنیان و آذری ها که به ناچار نقطه برخورد این دو نیروی عظیم در گذشته بوده اند موج میزند. و عجبا که در برخی ایرانیان ارمنی و آذری هم آتش این کینه دیده میشود.
آنها نیز با ارث بردن خاطره جنگهای گذشته همان نفرت را در دل میپرورانند.
من هم مثل بسیاری از این دوستان میدانم که در گذشته اتفاقات زیادی افتاده. اکثر ما میدانیم مشکل حال حاضر چیست. بله مناقشه قره باغ و جریان کشتار ارمنیان توسط عثمانی….
و چه خوب اگر این مشکلات با روشهای دیپلماتیک حل شود.
ولی دوستان! دوستان ارمنی و آذری خواهش میکنم وقتی بحث های داغ در مورد آذربایجان و ارمنستان میکنید آگاه باشید که آیا شور و هیجان شما ناشی از تعصب کور و کینه به ارث مانده از گذشته هاست؟ یا اینکه به عنوان یک انسان که نه در گذشته بلکه در حال حاضر زندگی میکند میخواهید یک اختلاف را حل کنید؟
متاسفانه اکثر صحبتهای انجام شده در مورد این موضوع فقط بار نفرت را افزوده است.
اصلا قصد این را ندارم که بگویم از نا عدالتی ها حرف نزنیم و حقمان را نخواهیم ولی اگر سخنانمان فقط باعث نشر کینه میشود و نه حل مشکل باید درنگ کنیم.
به عنوان یک ایرانی آذری که 20 سال در آذربایجان زندگی کرده ام و خود شاهد قصه های بسیاری از گذشته بوده ام که حاکی از خشم و نفرت هر دو طرف نسبت به هم بوده اند میخواهم بگویم بس کنید.
گذشتگان ما به دست یکدیگرکشته شدند. اما من نمیخواهم قربانی اتفاقاتی باشم که در گذشته افتاده باشم و قلبم را به خاطر ان پر از نفرت کنم.
گذشتگان ما چشم بسته قربانی قدرت های سیاسی و تعصبات دینی و اعتقادی خود شدند. من نمیخواهم قربانی باشم.