صدا و سیما رویه جدیدی را این روزها شروع کرده است.
حتما یادتان هست که همیشه روزهای چهارشنبه سوری تلویزیون بهترین فیلمها را پخش میکرد. برای چه ؟ برای اینکه به طور غیر مستقیم و تا حد امکان جوانان رابه نشستن در خانه و البته دست نزدن به کارهای خطرناک ترغیب کند. خوب این یکی از چندبن تاکتیک حکومت برای روز چهارشنبه سوریست.
حالا همین تاکتیک در حال اجرا برای نگهداشتن معترضین در خانه است. مسلما حکومت ترجیح میدهد که معترضین در خانه خود بنشینند تا اینکه به خیابان ها بروند. و صد البته در خانه بنشینند و سراغ رسانه های خارجی هم نروندو تلوزیون ایران را تماشا کنند. و دوباره صد البته در خانه بنشینند و سراغ وبلاگ ها و بالاترین و .. غیره نروند.
به هر صورت این مسئله تغییر رویکرد بزرگی از سوی صدا و سیماست که برای جنبش سبز نیز مزایایی دارد.
مزایا:
1. پیروی از عقل – خارج شدن جامعه از فضای غیر احساسی. کاملا مشخص و مبرهن است که هر اعتراضی اگر به صورت منطقی و عاقلانه مطرح شود، احتمال تاثیر گذاری بیشتری خواهد داشت. این سخن بدین معنا نیست که جنبش سبز اط عقل پیروی نمیکند، اما به هر حال گاه سر در گمی و احساساتی که راه به جایی نمیبرد در جامعه دیده میشد.
2. دوری از خشونت – فضای منطقی تلفات جنبش را به حداقل کاهش میدهد. هر قدر که فضا احساسی تر باشد بیشتر به سوی احساساتی شدن پیش میرویم و هر قدر که مردم احساساتی تر شوند احتمال به خشونت کشانده شدن ماجرا از سوی عده ای بیشتر خواهد شد.
3.عقب نشینی حکومت – این رویکرد عقب نشینی بزرگی از سوی حکومت است. آنها برای پیشگیری از شکست ها و ریسک های آتی، حاضر به تن دادن به این عقب نشینی شده اند و این نشانه بسیار خوبی است.
4.از عکس العمل های جناح اصول گرا کاملا مشهود است که هم بیانیه موسوی و هم این مناظرات باعث چند دستگی شدید در جناح آنها شده است. در واقع آنها هنوز بدرستی نمیدانند که چه برخوردی با بیانیه موسوی داشته باشند.
****************************************************************
تاملات:
در کنار مزایایی که این مسئله برای جنبش سبز دارد و ما باید آگاهانه منتظر مسائلی باشیم که در این نوع برنامه ها مطرح میشود، نباید از مزایای این رودیکرد برای حکومت نیز غافل بود.
1-به اعتقاد من پخش این برنامه ها به نوعی نشاندهنده ی این است حکومت متقاعد شده که راه را اشتباه رفته است و با ادامه روند قبلی کار به جاهای باریکتر خواهد کشید، به همین دلیل از خود تغییر رویه نشان داده است تا آن چهره خشنی را که در عاشورا نمایان شد به نوعی ترمیم کند و بیش از این ریزش نیرو نداشته باشد.
همانطور که در بخش قبلی نیز اشاره شد، جو احساسی برای حکومتی مثل حکومت ایران نیز دردسر ساز است چرا که مجبور خواهد شد تا برای حفظ بی چون و چرای خود بیشتر کشت و کشتار کند و هر قدر که بیشتر کشتار کند بیشتر ریزش نیرو خواهد داشت.
2-حکومت امیدوار است مردم را تشویق کند که در خانه بمانند و به نیروهای معترض اعتدال گرا گوش فرا دهند تا به نیروهای معترض به خیال خودشان برانداز
3-این برنامه ها چراغ سبزیست برای ابراز این نکته که ما اهل مذاکره ایم. هر چند این امتیاز بسیار دیر داده شد و به نظر من در مقابل آنچه مردم میخواهند امتیاز بسیار بزرگی نیست ، اما به هر حال امتیاز است و نشانه نرمش.
حال باید دید سران جنبش با این دولت چگونه میخواهند مذاکره کنند؟
4-یک سوال مهم نیز مطرح است و ان این که : آیا این مذاکرات برای خریدن وقت است؟ برای اینکه حکومت بتواند نقشه ای دیگر بریزد؟ همانگونه که در سیاست خارجی هم در مورد مسئله انرژی اتمی مسئله فقط خرید وقت و تعلل است یا اینکه واقعا حکومت حاضر است به معامله تن در دهد؟
5- آیا راه انداختن این تظاهرات برای آرام کردن مردم قبل از 22 بهمن است؟
6- آیا به واقع میتوان تصور کرد که مذاکره با حکومت به نتیجه برسد؟ آیا اصلا میشود به این گزینه خوش بین بود؟
به نظر من پخش این برنامه ها هیچ تاثیری در روند جنبش نخواهد داشت، چون نه رسما باب مذاکره باز شده و نه حکومت از اعمال خود دست برداشته، صرف وجود روزنه ای برای جنبش در صدا وسیما حسنی ندارد و جنبش به هدفی نرسیده است. هنوز بی گناهان در زندانند و دولتمردان به اعمال کثیفشان مشغولند.
توسط: نادر در ژانویه 16, 2010
در 1:32 ب.ظ.